نویسنده: پویا جفاکشمجسمه ی ازمودئوس یا شیطان در کلیسای رنه لو شاتو در فرانسهدر حول و حوش 1970، مردی در بخش شرقی شهر سانتیاگو پایتخت شیلی، روی تپه هایی که محل زندگی بخش مرفه شهر بود، کاغذهایی به دیوار چسباند که رویشان نوشته بود: «جاکارتا دارد می آید.» چرا؟ برای این که شیلی اوضاع ملتهبی را میگذراند. آلنده تازه به عنوان رئیس جمهور برگزیده شده و در کشوری که تب تند کمونیسم فرا گرفته بودش، دموکراسی برقرار کرده بود. آلنده کمونیست نبود، بلکه یک سوسیالیست معتدل بود. ولی امریکایی ها دوست نداشتند در کشوری که امکان قدرت گرفتن کمونیست ها در آن وجود دارد دموکراسی برقرار باشد. هنری کسینجر که اخیرا با مرگش باعث ناراحتی "رئالیست ها" ی جهان شده است، آن زمان درباره ی شیلی گفته بود: «نمیدانم چرا باید دست روی دست بگذاریم و تماشاگر این باشیم که کشوری به دلیل بی مسئولیتی مردمش کمونیستی شود.» اما این چه ربطی به جاکارتا پایتخت اندونزی داشت؟ سقوط دولت دموکرات دیگر سو کارنو در جاکارتا به بهانه ی مبارزه با کمونیسم در کودتای نظامی سو هارتو به کمک سازمان سیا، یکی از دستپخت های اخیر دولت ایالات متحده بود که خیلی بین راست ها و چپ ها بر سرش بحث میشد. مانند آلنده، سو کارنو هم دولت کمونیستی نداشت و فقط با کمونیست ها و گروه های دیگر ائتلاف تشکیل داده بود. سو کارنو در کنار جمال عبدالناصر، جواهر لعل نهرو و مارشال تیتو، بنیانگذاران جنبش عدم تعهد معروف به کشورهای جهان سوم بودند که بین بلوک کمونیستی و بلوک سرمایه داری وابسته به امریکا بی طرفی اعلام کرده بودند، ولی نگرانی امریکا از به قدرت رسیدن کمونیست ها از طریق دموکراسی در آن، باعث اقدام آنها به ایجاد یک دیکتاتوری بیرحمانه در اندونزی با سقوط سو کارنو شد. سو هارتو،
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:32
نویسنده: پویا جفاکشاستانبول ترکیهدر سطح اینترنت، تصاویر دروغین فتوشاپی زیادی از کشف اسکلت های غول ها وجود دارد و بیشتر این جعل ها هم کار مسیحی هایی است که تفسیر کلیسا از غول بودن نفیلیم یا فرزندان دورگه ی انسان ها از پسران خدا را باور دارند و میخواهند به دیگران هم بباورانند. اما تفسیر واقع بینانه تر و به همان اندازه اخلاقی تر از غول بودن نفیلیم، آن است که آنها «نفس» بزرگ یا «من» بزرگی داشتند و خودشان را خیلی بزرگ میپنداشتند یا مایل بودند خود را به دیگران، بسیار بزرگ و به همان میزان نیرومند نشان دهند. معمولا آنهایی که به راحتی حقوق دیگران را پایمال و به حدود دیگران تجاوز میکنند همان هایی هستند که خود را بزرگتر از دیگران، و دیگران را کوچکتر از خود میپندارند. اما نکته اینجاست که مطابق این دیدگاه اخلاقی-عرفانی، خود بنی اسرائیل را هم باید جزو غول ها تلقی کرد. حزقیال نبی در کتاب حزقیال (48 : 50-16) اورشلیم یهودی را با سدوم مقایسه میکند و گناهان مردم اورشلیم را ناشی از خودبینی میشناساند و به شهر میگوید:«همانطورکه من زنده ام، خداوند والامرتبه میگوید خواهرت سدوم، او و دخترانش، آنطورکه تو و دخترانت کردید، انجام ندادند. این گناه خواهرت سدوم بود: غرور، لذت پرستی و سعل انگاری در او و دخترانش بود و ازاینرو آنها در مقابل من مغرور بودند. وقتی این را دیدم، آنها را حذف کردم.»در عاموس 4 : 11-1 هم باز بنی اسرائیل با قوم لوط در سدوم و عموره مقایسه شده اند:«خداوند به بنی اسرائیل میگوید که اگرچه با آنها مانند سدوم و عموره رفتار کرد، آنها باز هم توبه نکردند.»سدوم و عموره دو شهر در وسط دشت اردن و خوانده شده به «شهرهای دشت» بودند. دشت در ادبیات مسیحی معنی استعاری مشخصی دارد: «دشت های ذهن» استعاره از گ
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:32
نویسنده: پویا جفاکشدر سفر پیدایش تورات و پس از نقل داستان سیل نوح میخوانیم: «سپس نوح قربانگاهی برای خداوند ساخت و با برداشتن چند حیوان پاک و پرندگان پاک، قربانی های سوختنی را بر آن قربانی کرد. خداوند بوی مطبوع را استشمام کرد.» علت این که خیلی مهم است که خداوند یهوه بوی غذا را استشمام کند این است که با بو کردن، غذا میخورد. آخر یهودی ها فکر میکردند خدا چون نادیدنی است غذایی هم که میخورد باید نادیدنی باشد و بوی غذا شکل ناجسمانی تر مزه ی غذا است. متاسفانه با درآمیختن یهودیت با روح باوری سریانی-کلدانی تا حد پیدایش مسیحیت، غذای نادیدنی خدای نادیدنی هم بسیار ترسناکتر شد تا آنجا که رسیدیم به این جمله از انجیل فیلیپ که:«خدا انسان خوار است. به همین دلیل، انسان ها قربانی او میشوند. قبل از این که انسان ها قربانی شوند، حیوانات قربانی میشدند، زیرا موجوداتی که امر به قربانی کردن حیوانات میدادند خدایان نبودند.»اشتباه نشود. خدای نادیدنی، هنوز غذای نادیدنی میخورد. اما حالا چون روحانی است، از فراورده های روحانی تغذیه میکند و چون از دید مسیحیت یهودی تبار فقط انسان ها روح دارند، در شاخه های سرکوب شده ی مسیحیت نیز این باور را می یابیم که جامعه ی انسانی، مزرعه ی خدا است و ما انسان ها برای خدا حکم گاوها و گوسفندها برای انسان ها را داریم و به همین دلیل است که خدا اینقدر ما را دوست دارد و بر ضد تمام جودات دیگر زیاد کرده است همانطورکه ما گاوها و گوسفندها را بر ضد جانوران وحشی زیاد کردیم. این امر به برابر شدن خدای یهودی-مسیحی با شیاطین پاگانیسم همچون گالوهای اکدی، آل بابلی و وندیگوی سرخپوستان امریکا برمیگردد چون این موجودات، از انرژی های روحانی آدمیزاد تغذیه میکنند و با این کار، او را ضعیف مینمایند. با
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:32
نویسنده: پویا جفاکشبخشی از کتاب:...این نوع تعابیر تا آن لحظه در غرب، شعارهای جریان های کیمیاگر و جادوگر و جن باور ملقب به «خرافی» بودند. اما درست از همان دهه ی 1960 و با ملاحظه ی جریان های آن دهه و اتفاقات منتهی به آن، بسیاری را یقین آمد که قدرتمندترین حلقه های سیاستمداران، عمیقا به این «خرافات» جادوگری ایمان دارند:«نویسندگان آمریکایی مایکل هافمن و مربی او جیمز شلبی داونارد اولین کسانی بودند که در مورد "پردازش کیمیاگری بشریت از طریق روان درام عمومی" صحبت کردند. به گفته ی این دو محقق غیبی، هدف اولیه ی کیمیاگران قرون وسطی و آغازگران جوامع مخفی که به سنت خود ادامه می دهند، تغییر شکل فلز نبود، بلکه دگرگونی نوع بشر بود. جستوجوی طلا فقط پوششی برای یک برنامه ی اجتماعی گسترده بود که شامل لغو سلطنت، نابودی کلیسا و بازسازی جهان نه بر اساس قانون طبیعی، بلکه بر اساس اراده ی انسان بود. درست بودن چنین تفسیری توسط مانلی پی هال، فراماسون و غیبی خارقالعاده، تأیید میشود که در کتاب خود «متخصصان سنت باطنی غربی» چنین نوشته است:"سنت کیمیاگری شامل تمام عناصر یک برنامه ی جهانی روشنگری و اصلاح است. فقط نیاز به یک آشنایی سطحی با فلسفه و ادبیات کیمیا دارد تا عظمت این پروژه ی پنهان را درک کنیم. اگر صرفاً علمی برای تبدیل فلزات بود، دیگر نیازی به خروج استادان هنر از مسیحیت و پناه بردن به اسلام نبود.""آزمایشگاه کیمیاگری به زیارتگاه علوم معنوی تبدیل شد و جای پناهگاه های مخروبه ی اسرار باستانی را گرفت."چگونه قرار بود انسان و بشریت تغییر کند؟ مراحل فرآیند کیمیاگری همیشه یکسان است: شناسایی یک عامل حل کننده که می تواند نظم طبیعی اشیا را به هم بزند، مواد موجود را به ماده ی اولیه (پریما ماتریا) حل کند و پس از
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:40
نویسنده: پویا جفاکشاین تصاویر عجیب، به مراسم افتتاحیه ی المپیک لندن در سال 2012 تعلق دارند و یک بیمارستان کودکان را نشان میدهند که شیطان بزرگی از آسمان بر آن فرود می آید و به دنبال این اتفاق، حاضران میرقصند. در آن زمان، کسی از این تصاویر چیزی نفهمید و فقط حدس هایی درباره ی ارتباط اولیه ی پزشکی با جادوگری و تسخیر جن زده شد بی این که معلوم شود این چه ربطی به یک فستیوال جهانی دارد. ولی بعد از نزول کورونا از ابتدای یک سال اسطوره ای دیگر یعنی 2020 نظریه های توطئه، آن را به طرح ریزی تغییر نژاد مردم به سمت شیطانی شدن از طریق روش های درمانی تعبیر کردند. این فکر پس از آن ایجاد شد که کسانی که واکسن کورونا به خود تزریق کردند به این نتیجه رسیدند که در افزایش احساس ضعف و بی حالی و کم نیرویی با هم مشترکند و عقیده به تحقق پیشگویی رودلف اشتاینر درباره ی تضعیف یک چاکرای بدن با واکسن به وجود آمد، چاکرایی که نور و انرژی را از فضای بیرونی میگرفت و باعث تقویت بدن میشد. البته بحث های مربوط به چاکراها به شدت ماوراء الطبیعی هستند و نباید آنقدرها به زندگی مادی روزمره مربوط به نظر برسند مگر این که بخواهید نمایش المپیک لندن را تعبیر به جانشینی نیروهای الهی با نیروهای شیطانی کنید، نیروهایی که معمولا دشمن بشر تلقی میشوند. شیاطین در درجه ی اول، دشمن آرامش و امنیت مردم بودند و به همین دلیل بود که مردم، قلب را به جای مغز، مرکز احساسات میدانستند چون بر اساس تجربه فهمیده بودند در اثر افزایش استرس و اضطراب، احتمال افزایش سکته ی قلبی وجود دارد. آدم مومن آرامش داشت چون قلبش به جای شیطان سکونتگاه روحی بزرگ و در ارتباط با خدا بود؛ و آدم بی عاطفه را بی قلب یا دارای قلبی از سنگ میشناختند چون نمیتوانستند باور کنند با
برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 0:40